توسعه فردینوشتار درمانینویسندگی

پَست اندازی

پَست اندازی، نمی‌دانم تا به حال با این واژه به گوشتان قلقلکی داده شده است یا نه، اما همین که در حال حساب و کتاب کردن سال گذشته برای دیدن خرج‌های گنده که برای انجام آزمایش و… صرف شده داشتم که ببینم چقدر از جیب مبارک را نشانه گرفته و به سیبل جیبم اصابت کرد به این واژه رسیدم. کمی به فکر رفتم که حاصلش را در ادامه می‌نویسم.

فرهنگ همه ما به این شکل شده است که از همان روز که از مادر زاده شدیم پدر مادر در تلاش هستند که حتما باید با سواد به بار آماده و بعد از گذراندن تحصیلات عالیه و آکادمیک و خلاصه تعدادی از این واژه‌های دهن پرکن در حیطه تحصیل که خوشبختانه من فقط این دوتا را یاد گرفتم، به امر خطیر استخدام در یک اداره یا شرکتی در آمده و همینطور روزهای تکراری را بگذرانیم تا… بازنشسته شده و در نهایت با یک حقوق بازنشستگی که با آن بتوان زندگی کرد به اصطلاح خودمان در سر پیری بزنیم به جاده و عشق و حال کنیم.😐 ولی من این مدل زندگی را دوست نداشته و ندارم، همین ماجرا هم باعث انصراف دادن از دانشگاه شد.😉

اما واقعا چرا؟! چرا وقتی که در سن جوانی هستیم نباید از این عشق و حال‌ها نکنیم؟🤔 آها، باشه حله گرفتم، مشکل طبق معمول نبودن پول است.

پَست اندازی چیست؟

پَست اندازی همان چیزی است که در آخر هر روز، هفته یا ماه دقایقی را برای بررسی حساب بانکی و موجودی باقیمانده در ته آن می‌کنیم که ببینیم در کجای این کار قرار داریم. یک روز، دو روز، یک ماه، یک سال، 20 سال و… همینطور مدام حساب را چک می‌کنیم و همچنان ریاضی دانان معروف حتی اگر حساب و کتاب هم سرمان نشود در این یک قلم برای خود استادی شده و از یک ریال آن هم نمی‌گذریم.

اما جدا تا کِی باید اینطور ادامه دهیم؟ آیا همین چک کردن موجودی باعث بخیل‌تر شدن ما و ترس از اینکه مباد سر پیری با مشکل مواجه شویم نمی‌شود؟

قطعا که این کار اشتباه است. می‌پرسید چرا؟ واضح است، در این حالت ما همچون کلاغی هستیم که در این دنیا برای خود در حال جولان دادن است و هر چیزی که به چشمش خوش آمده و برق بزند را در کلکسیونی جمع می‌کند. همینطور که در حال جمع کردن هستیم، طمع برای جمع کردن بیشتر شده و از آن طرف برای خرج کردن آن دچار وهم و خیال عجیب شده و همینطور در چاه گمراهی بیشتر و بیشتر غرق می‌شویم.

اما فرض کنید موجودی حساب صفر است و آه در بساط ندارید، هر چند در این دوره و این وضعیت اقتصادی قطعا همینطور بوده و هشتمان در گرو چهارمان باقی مانده است. بله عرض می‌کردیم☺، این بی پولی چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟! تا کِی می‌توانید آن را تحمل کنید؟!

هر چه که باشد بالاخره یک روزی صبرتان لبریز شده و انواع و اقسام جرقه‌ها در ذهنتان برای خلق یک ایده برای کسب و کار کلید می‌خورد. حالا این ایده می‌تواند انواع جنبه‌ها داشته باشد، یکی با ایده محدودتر شروع می‌کند که در نهایت شاید برای خود و چند نفری در دور و اطرافش مفید باشد و دیگری ایده‌ای گنده و تو دهن پرکن به ذهنش زده و گره کلی از خلق الله را نیز باز خواهد کرد.

آمّا… به شرطی که داستان پَست اندازی رخ نداده و در صدد جمع کردن و خرج نکردن نباشیم. مگر چقدر می‌خواهیم زنده بمانیم؟ یا نکند پیش خود در این فکر هستیم تا با حواله‌های پی‌پال از نوع بین جهانی اندوخته‌های به درد نخور خود را به دیار باقی روانه کرده و در آنجا سرمایه گذاری کنیم؟😐

چیزی که من در مبحث پَست اندازی به دنبال آن هستم، فقط برای سفر است، ولا غیر. شما چطور؟!☺💪

1+
برچسب ها
سفارش تولید محتوا

عباس صادقی

چند سالی است زمام تولید محتوای آموزشی در سایت‌های بزرگ وردپرسی را برعهده دارد. به تحصیلات آکادمیک علاقه‌ای نداشته و از دانشگاه انصراف داده است. از علاقه‌مندی‌های وی می‌توان به نویسندگی، سفر، موسیقی و آشپزی اشاره کرد. درباره من…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن