توسعه فردیمسافرتنوشتار درمانینویسندگی

با دختری دوست شو که…

چند شب پیش که در حال شخم زدن توییتر بودم، حسین یک توییت از سهیل را کوت کرده بود که قضیه برای گیم و خلاصه بازی کامپیوتری با این دست از دخترها بود. البته ماجرا به اینجا ختم نشد، بعد از توییت‌های دیگه این قضیه فراتر رفت به جایی که دنبال دختری بودند که برنامه نویسی انجام میده. دوست داشتم توییت را از ابتدا لینک کنم، اما دیدم که حذف شده بود.🙁 امروز هم که در حال گشت و گذاری در وب بودم چشمم به نوشته‌ای خورد که زده بودند با دختری دوست بشید که کتاب میخونه. این شد که ایده نوشته امشب به این صورت شکل گرفت.

هرکسی چه در رابطه دوست دختری و چه رابطه دوست پسری یک سری ملاک‌هایی برای خودش داره که برخی از این دوستی‌ها دائمی شده و منجر به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک میشه و تعداد خیلی زیادی هم متاسفانه به جاهای خوب نمیرسه و بالاخره روزی میرسه که از هم جدا میشن. که مطمئنا خیلی از شما چنین تجربیاتی داشتید. اما من توی این نوشته نمیخوام به دنبال دختری کتاب خون یا گیمر و برنامه نویس باشم. بلکه نوشته امشب را می‌نویسم که دنباله اون را برای فردا شب ادامه بدم.

با دختری دوست شو که…

لپ کلام را بگم اگر به من باشه میگم با دختری دوست شو که اهل مسافرت باشد. چرا مسافرت؟ خب همه که مسافرت میرن؟ آخه اینم شد یه صفت دوستی که دنبالش می‌گردی؟😐

خب بله درسته، همه مسافرت میروند… اما مسافرت داریم تا مسافرت. خیلی از ما مسافرتی که میکنیم اینه که آخر چند ماه یک بار یه سری به شهرهای اطراف بزنیم و دو روزی به بهانه تعطیلات بریم مسافرت و دورهمی با دوستان. یا اگر خیلی دیگه بخوام ارفاق کنم آخر هفته سر از طبیعت و گنجنامه و… سر در بیاریم. اما مسافرتی که من تو ذهنم دارم سفرهایی دور و درازه که برای مدت طولانی باشه و مدتی کلا از خونه و محل زندگی فعلی تا جای ممکن که شده دور باشم. حتی اگه شده گذر از مرز و رفتن به سفرهای خارجی! که متاسفانه بالا و پایین کردن دلار باعث شد مسافرتی که قرار بود همین هفته دیگه بریم کلا منتفی بشه، اینم از شانس ماست.😩

برای مسافرت سبک‌های مختلفی داریم. از کوله گردی گرفته تا هیچ هایک و ون لایف. اما این آخری دیگه میشه کلا یه زندگی برای خودش، درست میشی مثل لاک پشتی که خونه و زندگی و همه چی را به پشت خودش بسته و دارای مکان ثابتی نیست. اولین بار که این سبک از مسافرت رو دیدم خیلی ازش خوشم اومد، تقریبا ۵-۶ سالی از اون داستان میگذره. پیش خودم گفتم خوش بحال اینا که دارن به این سبک زندگی می‌کنند.

جوری با حسرت این کلمات را در ذهنم می‌گفتم که حتی ذره‌ای هم بهش نمیتونستم فکر کنم که منم همچین موردی را داشته باشم. آخه کی میاد که به این سبک اونم با یک فرد ویلچری دل را بزنه به دریا و مسافرت بکنه. مطمئنا هیچکس!!! درست مثل آخرین کیس که بعد از ۵-۶ سال باز خوره این کار را انداخت به جون من، حسابی به مرحله برنامه ریزی و اینا پیش رفتیم اما همین که دیگه جدی شده بودیم برای شروع… LEFT THE GROUP😐

خب آخه این چه کاریه عزیز دل برادر؟ میای احساسات یک نفر را به چالش میکشی و خوره میندازی به جونش یهو برو که رفتیم؟!😏 بگذریم… بالاخره که یکی را پیدا می‌کنم یا نهایتا اینکه یه شرایطی میسازم که به تنهایی برم. این شد که مدتی حتی افتادم به گشت و گذار توی فروم‌ها، سایت‌های گردشگری و… برای اینکه بتونم یک همسفر پیدا کنم که بتونیم با هم بریم مسافرت، اما هیچی به هیچی!😭

مدتی کارم شده بود مدام خوندن خاطرات و دیدن عکس‌ها، پادکست‌ها و فیلم‌های بقیه که توی مسافرت‌هاشون به جاهای مختلف به قلم نگارش و عکاسی در آورده بودند. و همینطور مثل بچه‌ای که براش تیتاب نمیخریدن، به صفحه مانیتور و گوشی زل زده بودم. آخه دیگه زندگی از این تباه‌تر هم میتونه باشه؟ نه خبری از گواهینامه هست، نه کسی که باهاش بری و نه…

این شد که آرزو کردم کاش، کاش، کاش لااقل دختری بود که با این چیزها هم عقیده بود و میشد هم در قالب همسفر و هم زندگی از نوع اتحاد مزدوج😐 به این آرزو رسید. حالا من کِی شانس داشتم و از کجا شانس آوردم که از میون چند میلیارد جمعیت کل دنیا یکی پیدا بشه که هم سلیقه باشه و مسافرت و سبک زندگی به شکل سفر را دوست داشته باشه؟! خیلی بده، نه؟!

و من همچنان امیدوار روزی که با یک پسری یا دختری دوست بشم که بشه باهاش رفت مسافرت!

اما آیا میشه؟ آیا امیدوار باشم؟ نمی‌دونم… فعلا که تا اینجای کار حتی موردی هم چراغ چشمک زن از خودش بروز نداده که احیانا تصادف نکنم.😐 اما بعد از کلی فکر کردن به اینجا رسیدم که فعلا باید با سعید هماهنگ کنم تا یکی از مسافرت‌هایی که با هم میرن منم یک بار همراهشون برم.

برچسب ها
مقایسه برترین شرکت‌های هاستینگ در ایران

عباس صادقی

چند سالی است زمامدار تولید محتوای آموزشی در سایت‌های بزرگ وردپرسی را برعهده دارد. به تحصیلات آکادمیک علاقه‌ای نداشته و از دانشگاه انصراف داده است. مبتلا به بیماری اس‌ام‌ای بوده و پشیزی به آن اهمیت نمی‌دهد. از علاقه‌مندی‌های وی می‌توان به نویسندگی، سفر، موسیقی و آشپزی اشاره کرد. نامبرده در این وبلاگ تصمیم گرفته ابتدا در تلاش برای تاثیر خود و سپس جهان باشد.

نوشته های مشابه

۵ دیدگاه

  1. سلام عباس
    نوشته جالبی بود و ایشالا به آرزوت برسی
    ولی من میگم کسی باشه که دست‌پختش خوب باشه 🙂
    و تمام…

    ۰
    1. سلام محمدرضا جان، آقا فکر کنم خبر نداری، یه پا کدبانو هستم برای خودم، خودش باشه آشپزیش با خودم^___^
      تامام:)

      ۰
      1. عجب..!
        نمیدونستم بجز تخصص محتوانویسی، آشپزی هم بلدی
        ایشالا به آرزوت (ون لایف) برسی و بری دنیارو بگردی (+ــ+)

        ۰
  2. از اونجایی که دخترا نازشون زیاده و ماهم که بلد نیستیم رعایت کنیم، زود به زود می‌رنجونیمشون 😐
    خلاصه اینکه بنظر من دختری که خوبه که زود بتونه فراموش کنه و به اغوش گرم رابطش برگرده وگرنه که همشون ازت ناراحت میشن :))
    از ویژگی‌های دیگه یه دختر خوب اینه که یکم خنگ بزنه یا حداقل واسه ادمی که باهاش خنگ باشه که حال کنن هرکاری که قراره باهم انجام بدن.
    چیز دیگه یادم نمیاد. لِفت دِ کامنت… :))

    ۲+
    1. این ویژگی آخری که خنگ زدن هست رو کلا برای طرفین موافقم:)
      هردو طرف باید کارای خل و چلی بروز بدن

      ۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اندازه فونت
کنتراست
بستن