توسعه فردینوشتار درمانینویسندگی

فوبیایی به نام اینستاگرام

اینستاگرام، ابزاری که این روزها همه ما از آن به عنوان نقابی که در پشت آن دنیای دیگری داریم استفاده می‌کنیم. مدتی پیش بود که چند مطلب که شدیدا تامل برانگیز بود درباره این شبکه اجتماعی خوندم، موضوع به حدی حاد بود که نه تنها که در ایران، بلکه در ممالک به اصطلاح اونور آب هم به یک موضوع جدی تبدیل شده و همه فوبیایی به نام اینستاگرام در وجودشون پیدا کردن.

عکس پشت عکس، استوری پشت استوری، کامنت پشت کامنت و…🙁

چقدر هم که این فضا باب میل خیلی افراد شده است. پست‌ها و تصاویر را که میبینی با خود فکر می‌کنی که ای جان، چه فرد شخیص و مودبی…

اما خدا نکند گذرتان به برخی کامنت‌هایی که بین دیگران رد و بدل می‌کنند بخورد، حسابی برای خود به آلت فسق و فجور تبدیل شده است. انواع و اقسام فحش‌های ژنتیکی، محلی و ادبیات یاوه گویی است که در این مکان به اصطلاح لاکچری به چشم میخورد.😐

آقا اجازه بده این این پست‌های حاج احمد دول‌آبادی که همین چندی پیش به طبیعت بکر و زیبای داغ‌داغ آباد میشیگان علیا رفته است را نشانت دهم. آمده از تو پول گرفته و ای داد و هوار که ندارم و به نان شب محتاجم، آن وقت با ایال چه تصاویر 30+ که نمی‌گذارد.😏

اما غافل از اینکه برخی از همین حاج احمدها یا در کار سفر می‌کنند و یا اینکه 12 ماه از سال گویی ربات تصاویر گوگل در حال خزش و انجام کار هستند و در نهایت ماه سیزدهم را برای یک مسافرت انتخاب می‌کنند. خبر هم ندارند که نقل قول این چنین در پشت سرشان در حال ورود به ادبستان فارسی است.😐

آقا این شاخ‌های اینستاگرام رو چرا نمیگی؟!

انواع کارهای عجیب غریب، از پختن کیک با مراحل شکستن تخم مرغ با سر کچل مبارک بگیر… تا دوشیدن شیر مرغ در اینجا به چشم میخورد. و چقدر کاربرانی که این شاخ‌های مجازی را فالو کرده و برای هم دیگر حواله می‌کنیم که روز به روز شاخ‌تر و کریه‌تر می‌شوند.

دست آخر همین شاخ‌ها هم می‌شوند تصمیم گیرنده و ملاک ما برای انتخاب چه و چه و چه…

یادم می‌آید همین چند صباح پیش در یک گروه دوستانه همین تلگرام مادر مرده که هر که از راه میرسد چماقی بر سر مبارک وی می‌زند، با چندی از یاران و دوستان در حال صحبت و همنشینی روزمره بودیم. یکی از دوستان عرض نمودندی که یا عباسا… فرمودم جانا؟!☺

عرض نمود که میخواهم بیشتر بنویسم، میلی دارم همی که خاطرات روزمره را در مکانی بنگارم و خلق الله اندکی از آن بهره بردندی، چه چیز را به ما معرفی می‌کنی؟!

عرض نمودم چندی پیش از هم محلی‌های جنابتان محفل کارآغازیانی بساط کرده‌اند که نام آن را «ویرگول» خوانند. مدت مدیدی است که جنابتان که من باشم نیز در این محفل بوده و از روزمرگی‌های یوزران و کاربران آن همی استفاده مفید کردندی.

لحظاتی غیبت طول کشید، به ناگاه با لحنی چروکین و خشم آلود عرض نمودی که:

ما را به سخره گرفته‌ای یا خودت را؟ این چه بساطی است، با آن دامنه درب و داغون io که آدمی آن را به‌سان مخفف ایکی‌یوسان می‌پندارد.😡

اندر همی احوالات غضبناک عرض کردم آخر تو را چه شده است؟ به چه علت همی خشمگین شدی؟😳

عرض نمودی، این محفل که نه جای منشن دارد و نه چیزی، یک ابزار مخوف‌تر و بهتر معرفی کن همچون اینستاگرام!😒

من نیز که از همه طرف حیران ماندندی عرض نمودندی که، اینستاگرام، همان آیینه نمایشی قاب کله جنابتان است، بروید و از این فضای لاکچری حسابی مستفیض شوید…😐

به هر حال… فتوا و نظر تا بخواهید در باب این فوبیای دنیای آنلاین زیاد است. از گلمه مندی برخی که چرا دسترسی به یوتوب فراهم نیست، اما این ابزاری که باعث کلی مشکلات و از دست دادن امید آدمی با مقایسه زندگی ظاهری همین شاخ‌ها می‌شود بگیرید تا نظراتی که برخی فقط به خاطر مصرف بالای اینترنت از آن گله دارند و با دیدن مطالب اینچنین ممکن است جوگیر شده و گزینه DELETE را برای این فوبیای خوش خط و خال از روی گوشی خود انتخاب کنند.😐

حال چه جوگیری باشد و چه انتخاب درست، باید کاری کرد کمتر وقت خودمان را با آن بگذرانیم. از راه‌هایی که من در پیش گرفتم این بوده که درون پوشه‌ای از گوشی خود قرار دادم و صرفا هر زمان که داریرکت یا کامنتی حواله می‌کنند از بخش اعلانات به اندرون اینستاگرام دخول کرده و مجددا خروج می‌کنم.

در ادامه شما را دعوت می‌کنم به دیدن نظراتی که برخی درباره اینستاگرام دارند:

  1. مثل همه چيزهاي ديگه در بين مردم متاسفانه #فرهنگ استفاده از #اينستاگرام وجود نداره و بيشتر جنبه #فخرفروشي داره
  2. فقط اینو بگم که میشه اسم سرویس های بهداشتی رو به اینستاگرام تغییر داد!
  3. قهوه‌ای‌ترین شبکه‌اجتماعی جهان
  4. از دو جهت نمایش حقارت برخی (اگر نگیم همه) و پمپاژ افسردگی به جامعه
  5. اینستاگرام یک حمام شیشه ای است.
  6. شوآف و دیگر هیچ..
  7. واسه کچل هایی مثل من و تو که نه موی زیبا داریم و نه روی زیبا خب بله #اینستاگرام مال خر است ولی خودخواه نباش چون اونجا تنها تریبون قمپز در کردن و خودنمایی خوشگلا و مایه دارها هست. من و تو بهتره توی همین توییتر بمونیم چون اونجا جاییه که استاد اندی میفرماید :#خوشگلا_باید_برقصن
  8. سگ رو ول کردن و سنگ رو بستن!

خلاصه که این اینستاگرام بساطی دارد که، پشممان در پی قیچی‌مان است…

به این پست چند ستاره میدی؟
[5 امتیاز از مجموع 2 رای]
برچسب ها
سفارش تولید محتوا

عباس صادقی

چند سالی است زمامدار تولید محتوای آموزشی در سایت‌های بزرگ وردپرسی را برعهده دارد. به تحصیلات آکادمیک علاقه‌ای نداشته و از دانشگاه انصراف داده است. از علاقه‌مندی‌های وی می‌توان به نویسندگی، سفر، موسیقی و آشپزی اشاره کرد. درباره من…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن