آزادروزمرگی‌های مننوشتار درمانی

معلولیت محدودیت نیست؛ محدود کردن است!

به تعدادِ عددِ آدم‌های جامعه، افزایش آمار هست برایِ محدود کردنِ افراد دارای معلولیت

آقا یا خانمی که شما خواننده عزیز باشید، اگر به کلاس‌های درس دوران کودکی برگردیم، در درس نسبت و تناسب و امثالهم، اینطور یاد گرفتیم که یک چیز بزرگ‌تر است، اما«نسبت به چی؟» یک چیز کوچکتر است، اما«نسبت به چی؟» و معلولیت محدودیت نیست؛ اما «نسبت به چی؟»

تا کسی در شرایطی قرار نگرفته باشد قادر به درک آن نیست. از نظر من، معلولیت محدودیت نیست؛ اما محدود کردن است. محدود کردن از سمت تک‌تک افراد جامعه که سالم سالاری را همچون مدال جام جهانی بر سر خود دارند و با تمام قدرتی که در حنجره خود داشته و مقداری هم از حنجره موافقان و هم قطاران خود قرض کرده تا فریاد زنند:

تو نمی‌توانی این کار را انجام دهی!

تو قادر نیستی این مسیر طولانی را به تنهایی بروی!

تو غلط کردی که فکر کردی باید تو و من، ما شویم!

گناه من چیست که یک معلول، به من ابراز علاقه می‌کند، خدایا یعنی من انقدر حقیرم؟!

و…

جامعه #89ایران

همینطور نتوانستن‌ها و دلسرد کردن‌ها از هر جایی که بگویید روی سر خروار می‌شود و در نهایت زیر آواری از این جملات به راحتی کسی را منزوی می‌کنند. از احساسات و عواطف گرفته تا هر چیزی که فکرش را بکنید دچار تزلزل از این ضربه مهلک خواهد شد.

معلولیت محدودیت نیست؛ محدود کردن است!
برای دیدن توییت روی تصویر کلیک کنید

البته در مورد تصویر بالا باید بگویم که این تصویر توسط اکانت نا امن و ارزشی ارسال شده، اما کم نبوده از این نوع محتواهایی که ندیده باشم.

معلولیت محدودیت نیست ؛ محدود کردن است!

اجازه دهید قبل از پرداختن به موضوع، کمی با اصطلاحات آشنا شویم تا درست صحبت کنیم. دو نکته وجود دارد.

  1. به جای استفاده از واژه معلول، توانیاب و توانخواه باید از«افراد دارای معلولیت» استفاده کنید. افرادی که معلولیت دارند، ناتوان نیستند، به دنبال توانایی نیستند و خواستار توانایی هم نخواهند بود. آنها می‌توانند، اما به شکل و شیوه خودشان!
  2. گفتم جامعه #89ایران؛ طبق یک آمار ضد و نقیض که معتقدم اشتباه هم هست و بیشتر از این‌ها باید باشد؛ 11 درصد از افراد کشور ما دارای انواع معلولیت‌های جسمی-حرکتی و ذهنی هستند. افراد سالم سالار فکر می‌کنند که این افراد معلول هستند. طبق همان قانون قبل اگر این آمار 11 درصدی را کم کنیم، به نظر من این جامعه 89 درصدی نقش به‌سزایی در گسترش معلولیت هراسی، محدود کردن و هر اصطلاح دیگری که دوست دارید به کار ببرید دارند.

من عباس صادقی مبتلا به بیماری SMA هستم که حتما نام این بیماری را از زبان مسئولان کشوری شنیده‌اید که به عقیده آنها(که کاملا اشتباه بوده و منطق علمی هم ندارد) افزایش دو سال سن به وسیله دارویی گران قیمت اصلا کار درستی نیست. اما فرستادن فردی با بیش از 80 سال سن به کشور انگلیس و اِمریکا که هر روزه خواهان مرگ آن هستند کار درستی است. خودتان می‌دانید که منظورم چه کسی است، پس بگذارید دهانم لام تا کام بسته بماند.

محدود کردنمان از کجا آغاز می‌شود؟ +چندتا از تجربیاتم

محدود کردن افراد دارای معلولیت درست از جایی‌که فکرش را نمی‌کنید آغاز می‌شود. درست از درون همان خانه و خانواده! به هر حال خانواده هم جزوی از این #89 ایران هستند که نمی‌توان آن را کتمان کرد. تنها تفاوتی که دارند در این است که مدت زمانِ بیشتری را با یک فردِ دارایِ معلولیت سپری می‌کنند. نمی‌خواهم به بحث علمی و نمایش آمار و ارقام بپردازم. تنها چند مورد از تجربه‌هایی که داشتم را ذکر می‌کنم تا خود شما قضاوت کنید.

قبل از انصراف از دانشگاه که مشغول به تحصیلات مثلا عالیه بودم، بخاطر موقعیت دانشگاه نهایتا تا میدان ورودی شهر می تونستم برم و باقی مسیر سه کیلومتری رو باید ماشین عوض می‌کردم. خب خیلی ساده به نظر میاد، اما متاسفانه در طول این چند سالی که این مسیر رو گاها تنهایی می‌رفتم، یک بار هم نشد که با ماشین این مسیر رو برم. چرا که اون راننده‌ای که ویلچر رو می‌دید تمایلی به سوار کردن من نداشت و منم مجبور بودم سه کیلومتر رو همینطوری رکاب زنان طی کنم. شاید فکر کنید مسیر کوتاهی هست، اما اگر به چاله چوله‌ها، خطر تصادف بخاطر اینکه پیاده‌رو مناسب رفتن ویلچر نیست و مجبوری درست در کنار ماشین‌ها حرکت کنی و آب و هوا رو کنار هم بزارید هفت خان رستمی بود برای خودش.

با آمدن این تاکسی‌های اینترنتی گفتم به‌به عجب چیز جالبی، برم پیشنهاد بدم که گزینه‌ای در اپلیکیشن برای مشخص کردن داشتن معلولیت قرار دهند. یادم هست به اسنپ دایرکت دادم و این موضوع را مطرح کردم که در پاسخ گفتند این موضوع در حال بررسی است و به‌زودی چنین امکانی اضافه می‌کنیم. با گذشت بیش از سه سال هنوز این به‌زودی محقق نشده است.

البته شنیدم تپسی یه همچین چیزی داره و کمیسیون خودش رو از راننده برای این نوع سفرها نمی‌گیره، اما بدا به حال این جامعه 89 درصدی که رفتار درستی ندارند و اصلا همچین سفرهایی رو هم تقریبا قبول نمی‌کنند. کافیه یه جستجو داشته باشید ولی چون می‌دونم جستجو کردن تو رگ و خون ما ایرانیها نیست، یه نمونه‌ش رو اینجا می‌زارم.

تپسی برای افراد دارای معلولیت
برای دیدن توییت روی تصویر کلیک کنید

با زیاد شدن این بی اهمیتی‌ها دیگه اون انگیزه‌ای هم که داشتی در نطفه برات خفه میشه. باعث و بانی همه این چیزها هم تک‌تک همین 89 درصد هستند. از خانواده و مردم عادی گرفته تا سیاستمدار و اونی که ظاهراً دستش تو کاره، اما در باطن دستش تو جیب داشته‌های عمومی یک کشور هست که در چند سال سِمَتِ مدیریتی که داره حسابی بخور بخوری راه انداخته و تا میتونه جیب هفت خاندان بعد از خودش رو تا خرخره پر کنه.

همه این موارد رو گفتم که کمی محدود کردن‌ها رو از بین ببریم. کمی به این فکر کنیم که این افراد با محدودیت مواجه نیستند، بلکه این ما هستیم که با ندونم کاری باعث ایجاد محدودیت‌ها شدیم. البته اینم بگم انقدری از این اتفاقات نا امید شدم که دیگه حتی درست و حسابی هم نمی‌تونم به موضوع بپردازم.

و در نهایت اینکه این نوشته صرفا یک دل‌نوشته بوده که بخاطر اینکه روز خوبی نداشتم نوشتم. حتما اشکالاتی بهش وارد هست. اما شما 89 اُمی و 11 اُمی که بخشی از وقتتون رو برای خوندن این محتوا سپری کردید؛ خیلی از شما فکر می‌کنید که چیزهای گفته شده کاملا بیخود بوده و من دقایقی رو که به خوندن این محتوا سپری کردید رو به شما بدهکار خواهم بود؛ برخی هم شاید با من موافق باشید که باعث خوشحالی منه. اولا که اینجا رسانه و سکویِ پرتابِ من هست و آزادم به نظرات خودم در خصوص هر چیزی بپردازم. دوما اگر هم فکر می‌کنید من وقتی رو به شما بدهکار هستم، پیشنهاد می‌کنم این وقت رو از اون وقت‌هایی که باعث محدود کردن امثال من شدید کسر کنید!

برچسب ها
سفارش تولید محتوا

عباس صادقی

چند سالی است زمام تولید محتوای آموزشی در سایت‌های بزرگ وردپرسی را برعهده دارد. به تحصیلات آکادمیک علاقه‌ای نداشته و از دانشگاه انصراف داده است. از علاقه‌مندی‌های وی می‌توان به نویسندگی، سفر، موسیقی و آشپزی اشاره کرد. درباره من…

نوشته های مشابه

4 دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن