
سایت یا شبکههای اجتماعی؟ کدوم بهتره؟
مقایسه ایجاد کسب و کار با سایت و شبکههای اجتماعی سوالی است که قبل از شروع یک کسب و کار آنلاین برای خیلی از افراد پیش میآید. در این مطلب به سطح خیلی کوچکی از دلایل استفاده از سایت یا شبکههای اجتماعی در یک کسب و کار با دید طنز بپردازم.
خب قبل از اینکه به موضوع بپردازیم، بازگشت غرور آفرین تلگرام و رفع مشکل تلگرام در قطعی امروز را به همه تبریک میگم☺، چرا که همین قطعی 12 ساعته باعث شد تا مطلب امشب از چالشهای شبانه را به این موضوع اختصاص بدم. اما تبریکی شاید تلخ…
قاعدتا همه ما چه در فضای اینترنت فعالیت داشته باشیم و چه اصلا سنخیتی با این فضا نداشته باشیم و یک مغازهدار ساده یا دارای هر شغل دیگری باشیم استفاده از ابزارهایی مثل شبکههای اجتماعی میتونه در معرفی این کسب و کار نقش خوبی را داشته باشه. یک زمانی توی همین تلگرام مادر مرده که طبق معمول هر کسی از راه میرسه و یک ضربتی به سر این بیچاره میزنه چنان که گویی جهان پیش این نامدار تیره میشه? (اقتباس از داستان خسرو در ادبیات دوره دبیرستان) متنی با حالت طنز در حال رد و بدل شدن بود با این مضمون:
اصغر آقا، بقال محله هم دیگه کانال تلگرام زده و جنساشو آنلاین میفروشه!
خب… به توچه؟ اصلا به من چه؟ تو چیکار اصغر آقا داری اصلا؟? دوست داره کسب و کار خودش را که در یک محله ارائه میشه با کانال معرفی کنه و علاوه بر این اومده با همین تلگرام که روزی صد نفر خارش میکنن و این خار رفته تو چشمشون، و بد جور هم رفته… کاری کرده که مشتری سفارش رو میفرسته به تلگرام اصغر آقا، بعد اصغر آقا سفارش را بسته بندی کرده و میده به شاگردش جعفر، که ببره تحویل بده دم در خونه مشتری و جلدی برگرده که به سفارشات بعدی هم رسیدگی کنه. حالا در حالت خیلی پیشرفتهتر اومده از این اپهایی که درگاه پرداخت آنلاین ارائه میدن یا اینکه یک صفحه از درگاه پرداختهای واسط ایجاد کرده و مشتری هزینه را آنلاین از این طریق پرداخت میکنه. حالا گرفتی چرا میگم به من و تو چه؟!☺?
به هر حال بگذریم… ما که به قول توییتریها نه ?خور اصغر آقا هستیم و نه بقیه که چشم ندارن این مدل کسب و کار اصغر آقا را ببینند.?? بیایید با یک سوال شروع کنیم.
چرا به سایت یا شبکه اجتماعی برای کسب و کار خود نیاز داریم؟
آقا من نمیگم، شما بگو… چرا به سایت نیاز داریم؟ اصلا برای همین اصغر آقا بقال لزومی داره که بیاد از کانال تلگرام یا حتی سایت استفاده بکنه؟ شاید بعضیاتون بگید نه، ولی من میگم آره!?
من از همدان، شهر خودم مثال نمیزنم، چون هنوز برای این موارد جا نیفتاده و مردم به خوبی در شهرهای دیگه نسبت به پایتخت نشینها و شهرهای بزرگ دیگه مثل اصفهان، مشهد، شیراز و… با این چیزها حال نمیکنند. از همین پایتخت مثال میزنم.
– آقا ترافیک رو دیدی؟ امونمو برید تا رفتم 4 تیکه خرید کردم و اومدم.?
+ عزیزم خب چه کاریه، بیا برو آنلاین بخر.
– از کِی تا حالا 4 کیلو خیار و 5 کیلو سیب زِمینیه آنلاین میفروشن؟ حرفها میزنیا… جوری در این اینترنت غرق شدی که فردا میگی ماشینتم بگو بیان ببرن کارواش بشورن و بیارن تحویلم بدن.
+ خدا رو چه دیدی، شاید همین الآن که ما داریم با هم صحبت میکنیم وجود داره، یا بزار ببینم?? عه دمت گرم، آقا با من کاری نداری؟ عجب ایدهای دادی برم یه اپ برای درخواست کارواش بزنم. فعلا…?✋
بعــــله، و اینطور شد که استارتآپ موفق مجید کارواشی هم راه افتاد…
خب… خیلی شیک و مجلسی دیدیم که دیگه موندن تو ترافیک که دیگه سادهترین مثال بود باعث شده افراد دیگه رفتن به بازار و انجام خرید یا خدمات خودشون را هم نداشته باشند. پس اینجاست که استفاده از یک سایت یا شبکه اجتماعی میتونه برای انجام این کارها علاوه بر مفید بودن و تاثیری که روی آدمهای یک شهر میزاره کل اکوسیستم یک شهر را هم تحت الشعاع خودش قرار بده.
اما از من میشنوید، روی شبکههای اجتماعی سرمایه گذاری نکنید!
چرا این حرف رو میزنم؟ خب دلایل مختلفی وجود داره، در این بین به دو ابزار پر طرفدار در ایران یعنی تلگرام و اینستاگرام برای انجام خدمات به صورت آنلاین یا حتی استفاده در وبلاگها برای تعامل با کاربران میپردازم. اما قبل از اون نگاهی به تاریخچه استفاده از این ابزار میپردازیم.
یک روز داشتیم با خانواده بر میگشتیم خونه که ترافیک تقریبا سنگینی هم راه افتاده بود و همه هم خسته و کوفته بودیم، همینطور که جناب راننده داشت با شل کن و سفت کن کلاچ، گاز و ترمز کلنجار میرفت… از پشت صدای آژیر اومد که در حال حمل بیمار بود. دیدیم یکی از ماشینا هم بدون فوت وقت دنبال این آمبولانس به راه افتاده بود و خیلی بهتر از ما داشت پیش میفرفت، خلاصه صبر ما هم لبریز شد و به هر بدبختی که بود افتادیم پشت سر این ماشین و رسیدیم خونه. راستی تا یادم نرفته بگم، با همسایه طبقه بالا رفته بودیم که اونا دنبال ما نیومدن و بالاخره 2 ساعت بعد از اینکه ما رسیده بودیم خونه تشریف آوردن… چشمشون کور، میخواستن مثل ما زرنگ باشن☺?
قبل از اینکه به ادامه بپردازیم در یک پرانتز بگم که(داستان فوق کاملا ساختگی بوده و نویسنده به دلیل مصرف بیش از حد شیرینی نارگیلی در این چند روز به هذیان گویی افتاده است?). حالا چه ربطی داشت به این موضوع اصلا؟!?
عرض میکنم عزیزم عجله نِکُن… داستان استفاده ما از شبکههای اجتماعی و تلگرام هم عینا شده همان حکایت آمبولانس و افتادن ماشینها به دنبال آن برای خلاص شدن هرچه زودتر از دست ترافیک… همین که اولین نفر کانال تلگرام را برای وبلاگ یا حتی کسب و کار خودش زده و صرفا از آن به عنوان یک فید خبری استفاده میکنه، ما هم دنبالهرو وی شده و همین راه را در پیش میگیریم. غافل از اینکه سرمایه گذاری روی شبکههای اجتماعی اشتباه است.
میپرسید چرا؟ به چند دلیل مختلف!
حالا ریا نباشه منم همچین کاری کردما، اما صرفا برای فرار از ارسال پیامهای زیاد بود، در عین اینکه ID تلگرام هم از دست ندم برای همین یک کانال زدم. زیاد هم کاری به کارش ندارم، بگذریم…
1- این ابزار همچون اتوبان یک طرفه هستند!
استفاده از شبکههای اجتماعی برای معرفی یک کسب و کار صرفا مثل یک اتوبان یک طرفه است که روزانه سیل عظیمی از پستها را روانه این اتوبان میکنید اما غافل از اینکه راه برگشتی در این اتوبان وجود ندارد. به عنوان مثال در کانال تلگرام صرفا مینویسید و متکلم وحده مجلس را همچون مصطفی گردن دراز در داستان کباب غاز به دست گرفتهاید. اما غافل از اینکه هیچ راه ارتباطی به صورت آزاد بین شما و مخاطبان وجود ندارد.
شاید در اینستاگرام وضعیت فرق کند، اما بدتر از تلگرام نباشد زیاد هم بهتر نیست. مخاطبان هرچند امکان ارسال نظر را دارند، اما قابلیت حذف نظرات که وجود دارد؟? کافی است یکی از مشتریان ناراضی باشد، توپ کامنتهای منفی دادن را در پیش گرفته و حتی در بدترین حالت ممکن تصمیم به راهاندازی یک کمپین بر علیه این کسب و کار راه میاندازد. اما خبر ندارد که کسب و کار محترم سریعا واکنش نشان داده و خیلی راحت میگوید که.
هرگونه اقدام که برای ایجاد کمپین و تخریب ما در پیش گیرید، وکیل شرکت به طور تمام وقت آماده رقابت با شما هستند، اگر میتوانید بسمالله…?
اما این ویژگی در یک سایت به این حد شدید نیست. چرا که اتوبان یک طرفه بودن صرفا به این مسائل ختم نمیشود. من نوعی که در این حد قمپوز از خود در کرده و وبلاگ ساختهام، برای خوانندهای چون شما چیز خوبی است و از همین نظرات با من در ارتباط هستید. اما برای کسی که تفکر دوره بوق را با خود حمل میکند همین وبلاگ خاری در چشم شده و به تمسخر میپردازد.
عباسه بپایا، سِرَخور پِتهپیس اگه یه شیپیش بندازی میان جیبش با یک نسیم راهی او دنیا میشهها، حالا آمده واسه ما سایت زِده??
2- ترافیک سایت خود را از دست خواهید داد!
طبق تجربه اثبات شده است که کاربران میلی به استفاده از سایت ندارند. بنابراین در هر حالتی که از تلگرام یا هر شبکه اجتماعی دیگری برای پیوند دادن آنها به وبسایت استفاده کنید، واکنش مثبتی نخواهند دید. در بیشتر کانالهای تلگرام و شبکههای اجتماعی دیگر نظیر توییتر، فیسبوک و… کاری که ما میکنیم این است که عنوان و لینک محتوای صفحه را به اشتراک میگذاریم. حالا اگر خیلی هنر به خرج داده و بخیل نباشیم مقداری از این 280 کاراکتر باقیمانده توییتر را هم به درج خلاصهای از محتوا اختصاص میدهیم.
کاکو حوصله داری، کی میره این همه راهو، بزار همینجا ببینیم چی چی گفتی؟?
3- امکان آنالیز و آمارگیری وجود ندارد!
در تلگرام که تنها آمار موجود نمایش تعداد View یک پست است که با فوروارد شدن برای دیگران آمار تغییر کرده و در کل نمیتوان هیچ رقمه آماری از آن به دست آورد. اما در توییتر، فیسبوک یا اینستاگرام ابزار آنالیزور مثل Insights وجود دارند و میتوانید آمار دقیقی از تعداد مشاهده، کلیکها و… به دست آورده و ببینید که وضعیت کسب و کار در چه سطحی قرار دارد. همین آمار هم زیاد در سطح حرفهای نیست. برخی از آنها که نسخه پولی دارند و برخی هم آمار محدودی را نمایش میدهند.
اما وقتی از سایت استفاده کنید اینطور نخواهد بود. میتوانید از هر اسکریپت اختصاصی یا سایت ارائه دهنده آمار ریز و درشت هر کاری که کاربران و مخاطبان در حال انجام دادن و گشت و گذار در صفحات هستند را ببینید و آنالیز کنید.
4- مخاطبان را تنبل بار نیاورید!
قبول کنید که در فضای اینترنت ما آدمهای تنبلی به بار آمدهایم. همین کاکو شیرازی مثال قبل بود که میگفت بزار همینجا ببینیم چی چی نوشتی، همین کاکو ازبس داخل این تلگرام محتوای صفحات را فرستادیم دیگه به قدری تنبل شد که حتی داره میگه کاکو کی حال داره بخونه، خودت برام بوخونش و ویس بده تا گوش بدم.??
5- شنوندگان عزیز، تلگرام، مدرسه دوممان، آزاد شد!☺
بله، مشکل بعدی طبق معمول احتمال بالا در فیلتر شدن و ایجاد محدودیت شبکههای اجتماعی است که به همین دلیل سرمایه گذاری روی آن کاری بس اشتباه است.
چرا جای دور بریم، همین آقا جواد خودمون را مثال میزنم. یک کانال ورزشی برای تیم محبوب خودش پیروزی داره، اونطور که گفته بعد از اتفاقات رخ داده در دی ماه برای تلگرام و از این طرف هم اختلالات به وجود آمده بعد از عید در تلگرام و ایضا مسدود کردن CDN تلگرام که…(بزارید ازش حرفی نزنیم?) با کلی ریزش عضو و درآمد مواجه شده. اما گوش نداد که، هرچی ما گفتیم جواد جان، گل من بیا بشین یک سایت بزن به خرجش نرفت که نرفت! چرا؟ چون میگفت با وجود سایتهایی مثل ورزشسه شانسی نخواهم داشت.?
حالا با این تفاسیر و هزار و یک دلیل دیگه که استفاده نکردن از شبکههای اجتماعی به جای سایت را توجیه خواهد کرد، شما باشید از سایت استفاده میکنید یا شبکه اجتماعی؟ چه دلیلی برای این کار دارید؟
هرگونه استفاده از گویشهای محلی همچون همدانی و شیرازی، استفاده از نام افراد در این مقاله صرفا جای طنز داشت، اگر اشتباهی در استفاده از آنها وجود دارد بفرمایید تا اصلاح کنیم. در اینجا صرفا برار ما جواد از خطه زیبا و سرسبز خرمآباد بر اساس یک داستان واقعی بوده و ممکن است حتی فیلمی از سرگذشت وی نیز ساخته شود. اگر بابت استفاده از این گویشها و نامها ناراحت شدید که دیگه خیلی نامردید.??
قشنگ بود مرسی ? واقعا درسته! مشکل اینجاست ملت خیلی به این شبکه ها
وابسته شدن! وگرنه اینها ابزاری هستن برای مارکتینگ و هدایت ترافیک به سایت
کسب و کارها! تو سایت شما خیلی شیک و مجلسی میتونی کسب و کارتو معرفی کنی و
محدودیتی نداری ولی به قول آقای حاجی محمدی بازگشت همه به سوی وب سایت است ?
سلام صادق جان، بله همینطوره
فقط ای کاش نقل قولی که از ایشون کردید به این شکل بود:
بازگشت همه به سوی سایت، همگام با رعایت حقوق دیگران و کپی رایت!!!
قطعا باید اینطور باشه، ولی احساس میکنم شما یه دلخوری ریزی از ایشون داریا ?
نه اصلا، این موضوع شخصی نیست که از دید شخص بشه بهش نگاه کرد و منم با هیچ شخصی مشکلی ندارم. اما با مجموعههای این چنینی که تو کار فروش مال غیر هستن، کلا مشکل دارم 😀
اقای صادقی دم شما گرم عالیه مطالبتون. فک کنم از مقاله اپارات از گوگل وارد سایتتون شدم و یه نیم ساعتیه لذت میبرم. اون تیکه همدانی که اوردید که خیییلییی خندیدم.
منم بعد از چندسال کار برای دیگران، وبسایت و بیزینس کوچیکی که دوست داشتمو تازه راه انداختم. دنبال میکنم مطالبتونو. شاد باشید
درود
خیلی ممنونم. نظر لطف شماست.